لبخند حلال

🔷 سایت رسمی لبخند حلال😃 🔷با هم حلال بخندیم 😉 یه لبخند حلالی باش👋

لبخند حلال

🔷 سایت رسمی لبخند حلال😃 🔷با هم حلال بخندیم 😉 یه لبخند حلالی باش👋

لبخند حلال

صفحه اصلی و رسمی ما در اینستاگرام🔻
Www.Instagram.com/labkhande_halal

کانال رسمی لبخند حلال در تلگرام🔻
Telegram.me/labkhande_halal

کانال رسمی لبخند حلال در سروش🔻
sapp.ir/labkhande_halal

کانال رسمی لبخند حلال در ایتا🔻
http://sapp.ir/labkhande_halal

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان
شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۴۴ ب.ظ

لبخند حلال

..

برای خواندن داستانک برو به ادامه مطلب 👇

مکبر

..

نمی دونم تقصیر حاج آقای مسجد بود که نمازو خیلی سریع شروع میکرد و بچه ها مجبور بودند 

با سر و صورتی خیس درحالی که بغل دستی هاشونو را خیس میکردند، خودشونو به نماز برسونن

یا 

اشکال از بچه ها بود که وضو را میذاشتند دم آخر و تند تند یا الله می گفتند و به آقا اقتدا می کردند

و مکبّر مجبور بود پشت سر هم یا الله بگه و 

اِنَّ الله معَ الصّابرین... بنده خدا حاج آقا...

هر ذکر و آیه ای بلد بود میخووند تا کسی از جماعت محروم نشه


مکبّر هم کوتاهی نمیکرد ، چشماشو دوخته بود به ته سالن تا اگر کسی وارد شد 

به جای او یا الله بگه و رکوع رو کش بده


یبار

بعد از چند نفر برای لحظاتی کسی وارد نشد، ظاهراً مکبر بنا به عادت شغلی اش بلند گفت:

یاالله نبود ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حاج آقا بریم... 😮😁😂

..

نمی دونم چند نفر توی نماز زدند زیر خنده 

ولی بنده خدا حاج آقا رو دیدم که شانه هایش حسابی افتاده بودند به تکون خوردن.

...

نظرات  (۱)

  • طاها میرویسی
  • جالب!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی